احمد بن محمد ميبدى

185

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

( تفسير ادبى و عرفانى ) 15 - وَ اللَّاتِي يَأْتِينَ الْفاحِشَةَ . آيه . كردگار نهان‌دان ، بخشايندهء بر همگان ، در اين آيت از رحمت و فضل خود بر بندگان و پرده‌پوشى بر عيب ايشان خبر داد ، تا همه خود داند كار بدشان ، و نبرد آبرويشان ، چه هرچند رهى شوخ‌تر ، خداوند كريم‌تر است ! نوشته‌اند : خداوند از عالم غيب بندگان را مخاطب ساخته مىگويد : بندهء من ، تو هرچه به گناه بيشتر رو كنى من به آمرزش بيشتر توجه كنم تا بدانى كه من منم و تو تو ! داود پيغمبر هر آيت زبور كه خواندى گفتى : خداوندا ، گناهكاران را ميامرز ! اتفاقا داود را خود واقعه‌اى افتاد كه تير تقدير به حلق او نشست ، در خاك پشيمانى در غلتيد و گفت : خدايا ، مرا بيامرز و قلم عفو بر گناهم بخش ، ندا رسيد اى داود ، تو مىگفتى گناهكار را ميامرز ! گفت بارخدايا ، ندانسته بودم هنوز خام بودم ، هدف تير تقدير نشده بودم ، بارخدايا ، از آنچه گفتم توبه مىكنم ، تو آن كن كه سزاوار آنى ، تو احوال بندگان بهتر دانى و آگاه بر راز ايشانى ، عزيز و سلطانى ، كريم و مهربانى . لطيفه : از مهربانى خداوند نكته‌اى بشنو ، بنگر در اين آيت و انديشه كن در اين حالت كه گواهى چهار گواه عدل در ثبوت فاحشه معتبر كرد ، بر وجهى كه اقامت بيّنت بر آن صفت دشوار صورت تحقّق گيرد ، اين همه براى اين كرد كه فاحشه بر بنده درست نشود و او را رسوائى نرسد ! اين خو و ادب را مصطفى از حق بياموخت كه در مورد اقرار كسى به عمل فحشاء رسول خدا بهانه‌ها پيش مىآورد و او را از آن دور مىداشت . عربى نزد مصطفى آمد و گفت : مرا پاك گردان ، فرمود : برو توبه و استغفار كن ، دوباره و سه‌باره آمد و گفت مرا پاك گردان ، فرمود مگر اين ديوانه است ؟ گفتند نه - پرسيد خمر خورده ؟ آزمودند گفتند نه ، مصطفى پرسيد زنا كردى ؟ گفت : آرى - گفت شايد نگاه كردى يا با دست لمس كردى ؟ گفت نه زنا كردم ! چون دو بار اقرار كرد سنگ باران شد . گويند پس از آن محكوم را ندا رسيد : ندانستى كه ما محمّد را براى تنفيذ احكام شرع فرستاديم و حاكم كشور جهان كرديم ، چون تو به نزد او رفتى با همه ارفاق و همراهى ، چون در اجراء حكم و راندن حدّ تقصير نكند تو را رجم كرد ، چرا نزد ما و به درگاه ما نيامدى و توبه و استغفار نكردى تا توبت تو را پذيرفتمى و از گناهت درگذشتمى ؟ 17 - إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ . آيه . توبه نشان راه و سالار بار و كليد گنج و شفيع وصال و سبب شادى و مايهء آزادى است و نشانى آن اول پشيمانى در دل ، پس عذر به زبان ، سپس بريدن از بدى و از بدان است . در خبر است كه هركس توبه كند ولى رفيقان بد را وانگذارد توبه كار نيست ! هركس توبه كند و آنچه از مال زائد دارد كه خود را بدان نيازى نيست انفاق نكند ، توبه كار نيست ، شرط توبه آنست كه از همهء موجودات دل برگيرد و روى در حق آورد ، توبه براى آنست كه آنچه فردا آتش دوزخ با تو كند تو آن را از پيش به آب ديدهء توبه آن را خاموش كنى ، اى آزادمرد چند در خوابى بيدار شو كه وقت صباح است و در سر شور شرار شوق دارى ، همين‌كه هنگام صبوح است ، تا كى شكسته دل و شكسته عهدى ، بيا كه وقت قبول نصيحت و توبهء نصوح است ! اى باز هوا گرفته بازآى و مرو * كز رشتهء تو سرى در انگشت من است 18 - وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ . آيه . توبه به زبان علم پيش از رسيدن مرگ بايد و گر همه يك لحظه بود ، ليكن در زبان معاملت پيش از آن بايد باشد كه نفس ، عادت در خويشتن ديدن و خود پرستيدن را